دیشب برگشتیم. خانواده هامون همشون اومده بودن استقبال!!! حالا خوبه همش دو روز بود هاااا . ولی انصافا مامان هر ساعت به ساعت زنگ میزد و اصلا دوری شون حس نمیشد. تو اتوبوس هم که دیگه هیچ بچه های عقبی به پسرا بای بای میکردن و اسکولشون میکردن و میخندیدیم.در کل سفر خوبی بود. وقتی اومدم خونهساعت 9 شب بود شام خوریدم و من بیهوش شدم. چون شب قبلش من اصلا نخوابیده بودم(اگه جام عوض شه عمرا بتونم بخوابم) واسه همین خوب خوابیدم. منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

جامع ترین ترین اخبار و اطلاعات فناوری و رایانه ghabar rooz آر موزیک نیازهای اساسی روز کارشناس اسبق ودبیرتربیت بدنی ناحیه۱ساری